كه منطقالطيرش از آثار كلاسيك ادبيات فارسي است، البته ارزش جانورشناسي يك چنين منظومهاي بسيار ناچيز است. سپس محمد عوفي كه
جوامعالحكايات وي حاوي برخي موضوعات جانورشناسي است.
5 . مسلمانان غربي. همچنان كه بزرگترين طبيعيدان شرق يك گياهشناس بود، در مغرب هم دو تن گياهشناس برخاستند كه ادامهدهندهٴ سنت باشكوه غافقي و ابن عَوّام بودند. ابوالعباس نباتي اشبيلي و ابنبيطار مالقي بيشك دو تن گياهشناس برجسته بودند، و هر دو براي يافتن گياهان در محل روييدنشان و ملاحظهٴ آنها با چشمان خودشان در فصول مختلف سفرهاي زيادي كردند. هر دو به شرق سفر كردند. ولي ابوالعباس سرانجام به اسپانيا بازگشت؛ و ابن بيطار در دمشق وفات يافت. از آنجا كه بيشتر تجربههاي آنان در شرق به دست آمده بود بهتر است كه آنان را در كنار عبداللطيف و ابن صوري قرار دهيم. راستي كه چه گروه جالبي!
ابن بيطار در وهلهٴ اول اهل طب بود. ولي ظاهراً ابوالعباس به گياهان بهخاطر خودشان علاقه داشت، هرچند طبعاً او هم داروگر بود. در آن ايام گياهشناس محض قابل تصور نبود.
وي برخي گياهان تازه را توصيف كرد، از جمله آنها را كه در سواحل درياي سرخ ميروييدند. جامع ابنبيطار شامل قريب دويست گياه است كه شايد جز غافقي كسي قبلاً از آنها سخن نگفته بود.
6. هندي. رسالهٴ طبي شارنگادارا از تعدادي گياه بحث ميكند (از جمله ريشهٴ تاغندست)، هرچند شايد بهخاطر تأكيدش در زمينهٴ تهيهٴ داروهاي جيوهاي و فلزي بيشتر جالب است.
7. چيني. عموماً انتظار داريم كه كار چينيان خارقالعاده باشد، و در اين عصر، مسلماً مأيوس نخواهيم شد. نخست به رسالهٴ بازرگاني برميخوريم كه چائوجو ـ كواي ناظر در حدود 1225، تأليف كرد. اين رساله اطلاعاتي در زمينهٴ برخي مواد از قبيل كافور، كندر، مُر، خون سياوشان و غيره به دست ميدهد.
دو تأليف ديگر ارتباط مستقيمتري با تاريخ طبيعي دارد. در 1245، چئن جن ـ يو رسالهاي در باب كشت قارچ نوشت و دربارهٴ يازده نوع آن به بحث پرداخت. چياسسو ـ تائو رسالهاي در باب جيرجيركها نوشت. در حالي كه مردمان غربي، از جمله مسلمانان به جانوران بزرگ علاقهمندتر بودند و به ويژه به حيواناتي از قبيل اسب، سگ و باز كه فايدهٴ خاصي داشتند، چينيان به حشرات توجه ويژهاي مبذول داشتند. بدين ترتيب، جاي شگفتي نيست كه آنان بودند كه صنعت عجيب كرم ابريشم را كشف كردند و به بهرهبرداري از آن پرداختند و نه غربيان. آنان از زمانهاي قديم، از تناسخ شگفتانگيز جيرجيرك خبر داشتند، و آن را به صورت رمز قيامت به كار ميبردند. آشنايي آنان با حشرات از زبانشان كاملاً معلوم ميشود. چون زبان چيني حاوي تعدادي اصطلاحات ويژه است كه در عربي يا لاتيني يا هيچ يك از زبانهاي اروپايي معادلي